زحمت تهیه این تصاویر را هم ولایتی خوبمان آقای روح الله سلیمی کشیده اند که از ایشان سپاسگذاریم.







به نام خدا
بنا بر سنت بیش از یکصد ساله اهالی روستای هیزج در نیمه نخست اردیبهشت ماه، همزمان با شروع شیردهی گوسفندان، یک روز همه اهالی با برپا کردن دیگ پخت شیر برنج در کنار سرچشمه روستا (سرزه) ناهار را در دل طبیعت صرف می کنند تا با این کار ضمن تشکر از درگاه پروردگار برای نعمات فراوان، برای تداوم بارندگی و افزایش شیر دام هایشان دعا کنند.
امسال نیز این مراسم قرار است روز جمعه 20/2/91 برگزار شود.
هم ولایتی هایی که افتخار حضور در این مراسم سنتی را پیدا کردند ما را از تصاویر زیبا بی نصیب نکنند.
همچنین قرار است مراسم تعزیه خوانی نیز روز جمعه 27/2/92 برگزار شود
به نام خدا
از حدود دو سال پیش که تصمیم به راه اندازی این وبلاگ گرفتم، نه انتظار این همه استقبال را داشتم و نه حتی فکر شناخته شدن روستای هیزج به عنوان روستای تحصیل کرده را می کردم. به هر حال دوست داشتم در دنیای گسترده ارتباطات و اطلاعات، نام و نشانی از زادگاهم باقی بماند. دو سال پیش اگر در سایت گوگل کلمه هیزج را جستجو می کردید، تنها نام غار هیزج در پورتال غارهای ایران دیده می شد اما اکنون دهها سایت و وبلاگ درباره این روستا یافته می شود و حتی به اعتبار این شناخت، از چند ماه پیش سایت معتبر ویکی پدیا نام تپه باستانی روستای هیزج را نیز ثبت کرده است. به هر میزان وبلاگ و مقاله و تصاویر درباره روستای هیزج و یا هیزجی ها در دنیای مجازی وجود داشته باشد، ما را به هدف اصلی خودکه همانا پیشرفت و توسعه روستاست، نزدیک تر می کند. اگر دهها وبلاگ و سایت خبری نیز با همت هم ولایتی ها در اینترنت ایجاد شود، باز هم کم است.
چندی پیش فرد بی نام و نشان، وبلاگی به نام هیزجی (hizaji.blogfa.com) راه اندازه نموده است که بسیار جای خوشحالی و خرسندی است اما ای کاش این دوست عزیر مطالب تازه را برای خواندن و دیدن عرضه می کرد و نام و نشان خود را نیز درج می کرد زیرا اگر به روستایی بودنمان و یا روستای بودن پدرانمان افتخار می کنیم، نباید با اسم مستعار از روستای پدری خود یاد کنیم!. به هر حال به این دوستدار هیزج با ذوق تبریک گفته و منتظر خواندن مطالب جدیدی در وبلاگ ایشان هستیم و امیدواریم که شاهد افزایش وبلاگ در خصوص هیزج و هیزجی در آینده باشیم.
به نام خدا
به لطف پروردگار و با همت هم ولایتی های عزیز، روستای هیزج به عنوان روستای تحصیلکرده ها شناخته شد و این تعداد تحصیل کرده در یک روستا کم نظیر است. امروز ساعت 16.20 از شبکه خبر گزارشی به این عنوان پخش شد که امید است مسئولین امر با دیدن این گزارش توجه بیشتری به این روستا داشته باشند تا نسل های بعدی با آرامش بیشتری به تحصیل بپردازند. فیلم این گزارش برای کسانی که نتوانستند از شبکه خبر ببینند، برای دانلود در لینک زیر قرار داده می شود.
لینک جدید: (برای دانلود آدرس زیر را در تولبار خود وارد کنید و پس از دانلود فایل با نرم افزار winrar و یا مشابه از حالت فشرده خارج نمایید)
http://mihanbit.com/download/511f447ce9a9d/hizaj.rar
در لینک زیر فایل تصویری (بدون فشرده شدن) قرار داده شده است
http://mihanbit.com/download/511f4be0589bf/hizaj.mp4




به نام خدا
همانطور که هم ولایتی های عزیز مستحضر هستند، گروه سازندگان برنامه خاص از شبکه سراسری خبر (کانال 6) چند ماه پیش برنامه ای در خصوص روستای تحصیلکرده ها (روستای هیزج با بالاترین میزان تحصیلکرده) تهیه نمودند که بنا بر اطلاع تهیه کننده محترم برنامه، این ویژه برنامه قرار است ساعت 16.15 روز سه شنبه 24 بهمن ماه از شبکه خبر پخش شود. پیام تشکر آمیز شما هم ولایتی های گرامی از سازندگان برنامه، توسط اس ام اسی که در حین پخش برنامه اعلام می شود، مقدور می باشد. اس ام اس های پرمهرتان را از سازندگان برنامه دریغ نفرمایید.
با سپاس
رضا مختاری
شهر مقدس قم میزبان هیزجی های زیادی است و هیئت هیزجی های قم با تعداد اعضای زیادی در این شهر فعال است. برگزاری جلسات مذهبی از برنامه های این هیئت به شمار می رود. هم ولایتی خوبمان آقای رضا جعفری زحمت تهیه تصاویری از عزاداری اربعین حسینی را کشیده اند که از ایشان سپاسگذاریم
1



به نام خدا
از چند روز پیش به دلیل مشکل در سرور سایت وطن دانلود، که میزبانی تصاویر را به عهده دارد، نمایش تصاویر با مشکل روبرو شده است که با توجه به اطلاعیه سایت وطن دانلود، امیدواریم طی چند روز آینده این مشکل برطرف شود و در صوت رفع نشدن مشکل تا چند روز دیگر، همه تصاویر از طریق یک سایت دیگر آپلود خواهد شد.
از صبر و شکیبایی شما ممنونیم
تاریخچه روستای هیزج در یک صفحه جداگانه (در بخش پیوندها) نوشته است که بدون شک بدون نقص نیست. از هم ولایتی های عزیز تقاضا داریم در تکمیل تاریخچه روستای هیزج ما را راهنمایی نمایند.
و اما تصاویری زیبا از فصل تابستان و باغ انگور روستاییان که آقای سعادتی زحمت تهیه آن را کشیده اند

و این تصاویر زیبا را نیز آقای روح الله سلیمی ارسال نموده اند.


و این هم تصویری از مقبره الشهدا روستای هیزج

به نام خدا
عکس زیر را، که به نظر می رسد مربوط به اواخر دهه شصت باشد، آقای روح الله سلیمی ارسال کرده اند. کودک بازیگوش !!! خارج از کادر، آقای مجید سلیمی جوان بلند قامتی هستند که تصاویرش را در پست قبل به همراه همکاران فیلیپینی اش دیدید.

آقای روح الله سلیمی هم ولایتی خوش ذوق این تصاویر زیبا را ارسال کرده اند.

در این گرمای تابستان دیدن این همه برف چه لذتی دارد! البته زمان کودکی ما باریدن این همه برف مصادف بود با حداقل یک هفته تعطیلی مدارس، چونکه مسیر ارتباطی روستا قطع می شد و معلمی نمی توانست پا به مدرسه بگذارد. یادش به خیر





به نام خدا
تاریخ ایران را ورق می زدم و با دیدن نام نیک مردان جان بر کفی که ستون بقای این سرزمین بوده اند، بر خود می بالیدم. نام آریو برزن، بابک، عباس میزرا، ستارخان، باقرخان، همت و باکری و ... مرا به سرزمینم امیدوار تر می کرد. در ضمیر ناخودآگاه حسی ایجاد شد که ای کاش این دلیر مردان را یک بار از نزدیک می دیدم. ای کاش می دانستم چگونه می شود که آدمی، که حتی تحمل یک درد سوزن را ندارد، سینه اش را سپر نیزه و گلوله می کند؟ چگونه می توان فرزند و خانمان را رها کرد و به استقبال مرگ رفت؟ به استقبال مرگی رفت که ثمره اش پابرجا ماندن نام پر افتخار ایران است.
افکارم درگیر نام دلیر مردانی بود که در کتاب ها نقش بسته بود، ناگهان چهره دوست داشتنی شهید حسین سلیمی (فرزند عبدالله)، عبدالله جعفری (فرزند شهید محمد قلی)، علیرضا سگارد در ذهنم نقش بست. (چون به اقتضای سنم این سه عزیز را خوب به خاطر دارم) و از خود پرسیدم مگر این سربازان رشید میهن، که نوجوانی بیش نبودند و عاشقانه به استقبال مرگ رفتند، از آریو برزن چه کم دارند؟ مگر می بایست تنها نام قهرمانان ملی را در کتاب های تاریخ جستجو کرد؟ مگر حسین و محمد و علی و ... برای سربلندی این سرزمین و مصون ماندن این خاک از لوث دشمنان بعثی از جان خود نگذشتند؟
بیشتر خوشحال شدم و بیش از پیش بر خود بالیدم. خوشحال شدم از اینکه حسین را قبل از شهادت، در همین کوچه های با طراوت روستای هیزج دیده بودم و احساس غرور کردم از اینکه طلبه شهید، عبداله جعفری را پیش از آخرین سفرش دیده بودم.
خاک سرزمینم با طراوت بود و معطر به عطر شهیدانش، تا اینکه دسته گل هایی بی نام و نشان، که بوی با طراوتشان تا فراسوی مرزها می رفت، به خاک روستا طراوتی دوباره بخشید. خاک سرزمینم آغوشش را به روی دلاورمردان بی نشانی گشود تا از این پس میزبان این سربازان رشید میهن شود.
افتخار حضور در مراسم استقبال از این دلاور مردان را نداشتم اما آقای مجید سلیمی زحمت تهیه تصاویری را عهده دار شدند و ارسال کردند.



به نام خدا
سر سبزی های فصل بهار جلوه خاصی به روستا می بخشد، به ویژه که امسال به لطف پروردگار شاهد نزولات آسمانی خوبی بودیم. زیبایی های روستای هیزج با سرسبزی های بهاری و ذوق هنری آقا مجید در تصاویر زیر دو چندان شده است. از این دوست عزیز سپاسگذاریم

آقای مجید سلیمی هم ولایتی خوش ذوق، عکس های زیر را از روی منبع آب قدیمی گرفته اند که جای سپاس و قدردانی دارد



به نام یزدان پاک
بهار بهانه رویش است. بهار بهانه فرو ریختن کهنگی ها و پوسیدگی هاست.
بهار بهانه ای است برای زمین تا که جوانه ها و زیبایی های وجودش را بیرون بریزد.
بهار بهانه ابر است که باران زیبا و با طراوتش را به همه هدیه کنند.
بهار بهانه ای است برای شنیدن نجواهای عاشقی.
بهار را چکاوک ها و چلچله ها بهانه می کنند برای عشق ورزیدن.
بهار بهانه ای است برای دور ریختن کینه ها و کدورت ها.
بهار بهانه ای است برای ساختن و باز سازی تن و جان
بهار را بهانه می کنیم که زندگی را دوبار آغاز کنیم.
بهار را بهانه می کنیم تا برگ های زرد و پوسیده را در دل زمین دفن کنیم.
بهار بهانه عشق است. بهار بهانه دوست داشتن است.
بهار بهانه زایش دوباره است. بهار بهانه شکفتن دوباره جوانه های مهر و نیکی است.
بهار بهانه بازگشت به منش و سرشت پاک آدمیست.
بهار را بهانه کنیم و برگ های زرد و پوسیده دشمنی ها و بدی ها را دفن کنیم.
سال نو بر همه هم ولایتی های عزیر مبارک باد
به نام خدا
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش
آدمی بسان درختی است که ریشه در خاک دارد و بی خاک و تکیه گاه هیچ است و هرچه ریشه او عمیق تر باشد مقاوم تر است و از آسیب مصون تر و بی ریشه و تبار در برابر کوچکترین باد و حوادث روزگار سرنگون می شود. روستای هیزج با همه زشتی ها و خوبی هایش سرزمین ماست. خاکی دارد که بسیاری از عزیزان ما را تنگ به بر گرفته است و خاکش با پوست و استخوان اجداد ما عجین شده است. همه نقاط این کره خاکی لبریز است از آدمیان خوب و بد و هیزج نیز خارج از این گردونه نیست اما مهم این است که زادگاه ماست.
افتخار این خاک به مردمانش است و سربلندی ما به موفقیت مردمان روستایمان.
حدود ده ماه پیش که این وبلاگ راه اندازی شد، فکر نمی کردم که این همه مورد لطف و عنایت روستائیان عزیز قرا گیرم و استقبال شما عزیزان ما را بیش از پیش به تقویت و تکمیل وبلاگ تشویق کرد.
با توجه به خیل عظیم نظرات شما عزیزان (که بعضاً خصوصی بوده و قابل درج در سایت نیست) نکاتی را به عرض می رسانم:
1- هدف از ایجاد صفحه تحصیل کرده های روستا و درج اسامی برخی از تحصیل کرده ها، تشویق نسل جدید به ادامه تحصیل و همچنین آشنایی ما با توانمندی ها و مدارج علمی دوستان و همکلاسی های سابق است و لذا ذکر دقیق رشته تحصیلی مهم است و همچنین لازم به ذکر است که مدرک دیپلم در شرایط فعلی حداقل تحصیلات است و اگر بنا بر درج نام دیپلمه ها هم باشد، بیش از 80 درصد روستاییان را شامل می شود که منطقی نیست.
2- متاسفانه افتخار حضور در بسیاری از مراسم مذهبی و سنتی روستا را ندارم اما اگر هر یک از روستاییان عزیز زحمت تهیه و ارسال عکس و گزارش از اینگونه مراسم را متحمل شود، با کمال افتخار در صفحات ویژه به معرفی مراسم هایی مانند: سینه زنی، تعذیه، پختن حلیم ایام محرم و یا حتی مراسم پختن آش شیر برنج در سرچشمه (سرزه)، می پردازم.
3- بدون شک روحانیون روستا نیز جز افتخارات و تحصیل کرده های روستا محسوب می شوند و لذا دوستانی که اطلاعات دقیق از این عزیزان دارند، ارسال کنند تا نسبت به درج اسامی آنها اقدام نمایم
4- ملاک درج نام افراد در لیست تحصیل کرده های روستا، افرادی است که حداقل یک مقطع تحصیلی را در روستا ی هیزج گذرانده باشند و لذا اگرچه شنیدن نام این همه تحصیل کرده و افراد موفقی که اصل و نصب هیزجی دارند، مایه سربلندی و افتخار است اما در این لیست قرار نمی گیرند و انشاالله در فرصت آتی صفحه ای نیز به این منظور ایجاد خواهد شد.
5- اگر دوستان تصاویری قدیمی از روستا و مدرسه، به ویژه سالهای 60 و پیش از آن، را دارند زحمت اسکن و ارسال آن را بکشند تا در وبلاگ گنجانده شود
به نام خدا
تعزیه به معنى سوگوارى، برپا داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر و پرسیدن از خویشان درگذشته است. اما آنچه به عنوان تعزیه مشهور است، گونهاى از نمایش مذهبى منظوم است که در آن عدهاى اهل ذوق و کار آشنا در جریان سوگوارىهاى ماه محرم و براى نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت پیامبر(ع)، طى مراسم خاصى بعضى از داستانهاى مربوط به واقعه کربلا را پیش چشم بینندگان بازآفرینى مىکنند.
تعزیه معمولا با به اجرا درآمدن پیش خوانى نمایش مجلس اصلى آغاز مىشود. کسى که تعزیه را برپا مىکند را «بانى» و گرداننده آن را، «تعزیه گردان»، «ناظم البکا» یا «معین البکا» و بازیگران آن را «تعزیهخوان» یا «شبیهخوان» مىنامند. شبیهخوانها براى آسانى ادامه مطلب مربوط به نقش خود، معمولا به هنگام اجرا، تکه کاغذى به نام فرد، در دست دارند که در آنها مصراعهاى آخر نقش طرف مقابل یا نخستین مصراع از ادامه نقش خود یادداشت شده تا بتوانند به موقع و بى هیچ زحمتى نقشآفرینى خود را دنبال کنند. بازیگران ناشى یا خردسال را شخص تعزیه گردان، از کنار محدوده نمایش راهنمایى مىکند. حتى گاهى به شبیه خوانهاى کارآزموده نیز تذکراتى مىدهد. نقش زنان را هم مردان بازى مىکنند که در این حالت به آنها «زنخوان» مىگویند. چنین بازیگرانى براى اینکه در نقش خود بهتر ظاهر شوند باید صدایى زیبا داشته باشند و ترجیحاً نقاب بر چهره بپوشند. گاهى نیز براى بهتر در آمدن بازى نقش زنان، از پسران نوجوان کارآموخته استفاده مىشود.
شبیهخوانان در اجراى هر مجلس معمولًا دو دستهاند: اولیاخوان و اشقیاخوان. شبیهخوانهایى که نقش اولیا و یارىدهندگان دین را بازى مىکنند، اولیاخوان، مظلوم و انبیاخوان نامیده مىشوند و کسانى که نقش اشقیا و دینستیزان را بازى مىکنند اشقیاخوان یا ظالم خواناند. اولیاخوانها نقشهاى خود را موزون و خطابهاى سر مىدهند، اما اشقیاخوانها سخنان خود را ناموزون و معمولى و در پارهاى از موارد، مسخرهآمیز بیان مىکنند. اولیاخوانها جامه سبز یا سیاه بر تن مىکنند و اشقیاخوانها لباس سرخ. اما در مورد سیاهى لشگرهاى هر یک از دو دسته، استفاده از جامههایى با این رنگها مصداق کاملى ندارند.
نشانه و نماد در تعزیه کاربرد زیادى دارد. چنانکه گفتهاند این نمایش باغى از نشانه و نماد است. انواع پرچمهاى سبز، سرخ و سیاه که نماد اهل بیت، شور و انقلاب و سوگوارىاند، علم که نماد درفش سپاه امام حسین(ع) است، تشت آب به نشانه شط فرات؛ شاخه نخل و یا هر نهالى به نشانه نخلستان و درخت. چرخش به دور خود و راه رفتن به گرد صفحه به علامت گذشت زمان و همچنین مسافرت. چتر که وسیله القاى تازه فرود آمدن هر ولى یا فرشته بویژه جبرئیل از آسمان است؛ زدن عینک سفید براى نشان دادن روح بصیرت و نیکدلى؛ عینک دودى براى جلوه خباثت و بدسگالى، عصا که نشانگر تجربه و مصلحتاندیشى است، نگریستن گاه و بیگاه از میان دو انگشت بزرگ دست براى تأکید بر قدرت و فضیلت اولیا در تجسم اوضاع آینده و همچنین پیشبینى، بر تن کردن نیم تنه بلند سفید (کفنى) به نشانه نزدیک شدن مرگ و اعلام جانبازى، زدن یا افشاندن اندکى کاه بر سر براى نشان دادن ماتم نشینى، اسب سپید بى سوار به نشانه اسب امام حسین(ع)، ذوالجناح و به شهادت رسیدن صاحبش، گهواره آغشته به رنگ سرخ براى بیان به شهادت رسیدن کودک شیرخوار امام حسین(ع)؛ على اصغر، استفاده گاه و بیگاه از کبوترى سفید براى آگاهانیدن تماشاگران از دریافت نامه یا خبر و همچنین القاى حس معصومیت و همدردى در آنها و کجاوهنشینى شبیه زنان براى نشان دادن به اسیرى رفتن آنها، از جمله این نمادها هستند.
اما شکل رسمى و آشکار این سوگوارى، به روایت ابن اثیر، براى نخستین بار در زمان حکمرانى دودمان ایرانى مذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگوارى به گونهاى بود که معزالدوله احمد ابن بویه در دهم محرم سال 352 هجرى قمرى در بغداد به مردم دستور داد که براى سوگوارى، دکانهایشان را ببندند و بازارها را تعطیل کنند. نوحه بخوانند و جامههاى خشن و سیاه بپوشند. در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده، شیعیان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگوارى و بزرگداشت خاندان پیامبر(ص) مىکردند.
شبیه خوانی در روستی هیزج نیز قدمت طولانی دارد و شبیه خوانی زیبا و صحنه آرایی آن در میان روستای های منطقه سرآمد بود اما تغییر و تحولات ابتدای انقلاب و جنگ تحمیلی باعث شد حدود 20 سال این نمایش مذهبی زیبا متوقف شود و بسیاری از شبیه خوان های قدیمی و پرآوازه در این مدت دارفانی را گشودند اما به لطف جوانان پرشور و هنرمند از چند سال پیش بار دیگر شبیه خوانی در روستا راه افتاده است.
فارغ از اینکه شبیه خوانی بازخوانی تاریخ اسلام و زندگی ائمه در قالب نمایش است و به نوعی انتقال سینه به سینه تاریخ اسلام بوده و هست، بازیگری، بازیگردانی و حتی طراحی صحنه و گریم را می توان در این نمایش به شکل زیبا دید موقعیت جغرافیایی روستا و وجود چشمه زیبا در مرکز روستا، جلوه خاصی به این مراسم می دهد.
در پایان از همه دست اندرکان این سنت حسنه تشکر نموده و برای شبیه خوان های روستای هیزج آرزوی توفیق روزافزون داریم.
البته اگر دوستان تصاویر بهتر و بیشتری از تعزیه خوانی دارند لطفاً برای این جانب ارسال فرمایند.


* تصاویر از رضا سلیمی
* تاریخچه تعزیه به نقل از سایت خبرآنلاین
دوست خوبم آقای رضا سلیمی زحمت کشیدند و تصاویر زیبایی را از روستا ارسال کردند. به دلیل محدودیت فضای اینترنت چند عکس در این پست درج می شود.





به نام خدا
بخش بزرگی از جامعه تحصیل کرده های کشور (به ویژه افراد موفق) روستایی هستند و یا دوران کودکی را در روستا سپری کرده اند. روستای هیزج نیز از این امر مستثنی نیست و تاکنون افراد تحصیل کرده زیادی را تحویل جامعه داده است. اگر چه امروزه تحصیل در دانشگاهها به سختی سالهای پیش نیست اما باید متذکر شد که بیش از 80 درصد تحصیل کرده های روستای هیزج که امروز مشغول خدمت هستند، با مشقت و سختی های زیادی در دوران تحصیل روبرو بودند مانند:
1- دامداری و کمک به خانواده از ابتدای دبستان
2- کمبود وسایل کمک آموزشی و حتی لوازم التحریر
3- کار مستمر کشاورزی در بیش از 6 ماه سال (بخش زیادی همزمان با تحصیل)
4- حضور کمرنگ معلمان دوره راهنمایی و ابتدایی ( برف و باران، کمبود معلم، قطع ارتباط راهها و ...)
5- دوری از خانواده در سالهای دبیرستان (به دلیل نبود دبیرستان در روستا، بسیاری مجبور به ترک تحصیل و یا تحمل خوابگاه های شبانه روزی، حضور در خانه بستگان، زندگی مجردی (همراه با مشکلات مالی) و ...شدند)
6- و سایر مشکلات روستاییان
به هر روی در کنار همه مشکلات بالا، روستایی با حدود 250 خانوار، بیش از 250 تحصیل کرده شامل پزشک، مهندس، دبیر و غیره تحویل جامعه داده است که درصد بسیار خوبی است.
در این صفحه بنا داریم لیست تحصیل کرده های روستا را قرار دهیم تا الگویی برای نوجوانان و جوانان امروزی روستا باشد تا قدر امکانات نسبتاً بهتر فعلی را بدانند و با همت و تلاش، در آینده ای نزدیک به جمع تحصیل کرده های این روستا به پیوندند.
از همه هم روستایی های عزیز که تاکنون لطف داشتند، تقاضا داریم در کامل کردن این لیست به ما کمک کنند.

برای دیدن لیست افراد تحصیل کرده از لینک پیوند ها استفاده کنید
به نام خدا
در ورودی روستای هیزج تپه تاریخی وجود دارد که متاسفانه چند سال پیش به همت مسئولین وقت بخشداری!!! به منظور ساخت زمین فوتبال تخریب شد. پیش از تخریب، بقایای منازل مسکونی کاملاً مشهود بود.
تپه هیزج مربوط به سده های میانه و متاخر دوران تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان همدان، بخش شراء، دهستان جیحون دشت، روستای هیزج واقع شده است و این اثر در تاریخ 18 اسفند 1387 با شماره ثبت 25138 به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است (به نقل از سایت ویکی پدیا).
به احتمال بسیار قوی این تپه محل سکونت سنی هایی بوده که پس از به قدرت رسیدن نادر شاه افشار (1114 خورشیدی) و قدرت یافتن دوباره شیعه ها در این منطقه، به همراه سنی های روستای درگزین، خانه و کاشانه خود را رها کرده و به سمت دولت عثمانی و مرزهای غربی کشور متواری شدند.
تصویر بقایای تپه تاریخی هیزج